تبليغاتX
در باغی رها شده بودم.نوری بیرنگ و سبک بر من می وزید.آیا من خود به این باغ آمده بودم ویا باغ اطراف مرا پر کرده بود؟...سهراب سپهری -------------------------------------------------------------------------------- mi118.com خداوند در قلب ماست*"*((‌ کتیبه ی آذر ))
خداوند در قلب ماست*"*((‌ کتیبه ی آذر ))
روز میلاد

آه از این روز........ که مرواریدهای اشکم در دریای پر تلاطم روحم گم میشود و من در حسرت این فراق میسوزم... که بهشت را به بها دهند نه بهانه........

 پس خداحافظ بهشت و ای کاش به قدری خوب باشم تا روزی در آغوشت کشم... که فردوس بهای ما بود ما خود به ناچیز فروختیمش..........

ولی این غم از آن من است .

پس اگر تو امروز به دنیا آمده ای تولدت مبارک... که تولد من امروز نیست.... تولد من زمانی است که به دنیا بیایم بواسطه وجود عشقی لایزال و الهی در جانم... نه آنچه عاشقان اخیرا عشق می خوانند...

قصه ما بسر رسید ... دله به خونه اش نرسید.......

|+| نوشته شده توسط حامد در ساعت 15:39 |

آتش

 خدایا کاری کن...

 که همیشه قادر به حفظ و نگهداری شعله مقدس امید و پشتکار در قلب مان باشیم.

خدایا کاری کن ...

که  در شب بیداری ها با تو باشم تا اشک هایم را با عشق خود پاک کنی.

خدایا رحم کن...

 بر آنان که می میرند از ترس دوست داشتن و عشق را بر خود حرام می کنند.

با آن چنان عشقی در قلبت زندگی کن...

 که اگر احیانا اشتباها به جهنم رفتی خود شخص شیطان تو را به بهشت باز گرداند.

                     

سینه ام از آتش دل در غم جانانه بسوخت…. .آتشی بود درین خانه که کاشانه بسوخت

تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت……………جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت

|+| نوشته شده توسط حامد در ساعت 10:26 |


Top java Codes

http://www.mi118.com/Register.aspx?Ref=34946